مکالمات خودم با خودم

حرف های نامرئی(صداهایی که تبدیل به صوت نمی شود)، مخفیگاه، دلنوشته، حرف های که باید دفن کرد، پشت صحنه

تبلیغات تبلیغات

اینجا

نشستم و دارم به این فک میکنم ک چقدر تلاش می‌کنم که به هیچ چیز فکر نکنم اما فکرها دست اط سر من برنمی‌دارند.... سر چیزهای کوچک تا بزرگ...‌.‌ من چرا خوشحال نیستم چرا ؟؟؟؟؟؟ مشکل از من است یا از ...... نمیدانم..... پایم را تکان میدهم صدای تیک تاک و صدای کولر جوری با هم عجین شدن ک برای صدای شنیدن تیک تاک باید تمرکز کنی....هوا ابری است و گاهی نم باران به حایط پشت دادگاه می‌زند و من از پشت پنجره طبقه هم کف و از لایه میله ها بیرون را نگاه میکنم یاد حرف ن رئیس
ادامه مطلب

وبلاگ های پیشنهادی

جستجو در وبلاگ ها